۱۳۸۹ آبان ۸, شنبه



اگه بارون عزیز با تو بودن می گرفت/ گل سرخ قصمون ، تشنه شبنم نمی شد

۴ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
پس چرا ثبت نمی شه /
دلم برات اینقدر شده نکاه کن !
انقدر که هر چی مینویسم ثبت نمی شه !
فقط این بیت رو برات تکرار می کنم چون چن روزه رو مخم داره رژه می ره !

تاک را سیراب کن ای ابر رحمت در بهار
قطره تا می می تواند شد چرا گوهر شوذ؟

بابا تو سربازی منم سربازم یه قراری مداری بذار رویتت کنیم دیگه اوشاخ!

محقق گفت...

بالاخره ثبت شد یووووهوووووو
ولی بی نام
محققم از نوع حامدش !

هادی گفت...

خیلی مخلصیم حامد جان!
چه عجب شما رو زیارت کردیم ما!
بعله!

a.z گفت...

داري راهي رو ميري كه ديگرانو هميشه ازش بر حذر ميكني يه كم ارامشتو حفظ كن پسر زندگي ساده تر از اونيه كه فكر ميكني يه كم به خودت برگرد....
هموني باش كه بودي