۱۳۸۹ دی ۵, یکشنبه

خاطره خود کلانتر جان است ، بر سرت بشکند هوار شود.........

بعد رفتنت
من که هیچ..!این همه دیواری که به عکست
تکیه دادند
ویرانه شدند...
هر سال چنین روزی خودم تنهایی می رفتم که ....! که تو نفهمی...، که خوشحالت کنم..، که خوشحال ببینمت...که.....
ولی امسال....!           امشب....
«تولدت مبارک»

همین...........................

۵ نظر:

ناشناس گفت...

یعنی انقدر...؟!
مبارک

هدیه گفت...

یعنی انقدر....؟!
مبارک

هادی گفت...

چقدر...؟؟؟؟ مرسی

هدیه گفت...

....دوسش داری؟

هادی گفت...

داشتم....!